مرتضى مطهرى

93

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

2 . نسبى بودن خيرات و شرور در مورد قواى مختلف يك فرد و افراد مختلف يك نوع بديهى است كه خير هر قوه‌اى و شرّ هر قوه‌اى با خير و شرّ ساير قوا متفاوت است ، مثلًا عنّين بودن آفت و شرّ قوهء مولّده است اما به هيچ وجه آفت و شرّ قوهء عاقله نيست . و اما اينكه در افراد مختلف خير و شر متفاوت است ، از قياس به انواع مختلف فهميده مىشود . هر چند افراد مختلف به اندازهء انواع مختلف با يكديگر اختلاف ندارند ولى اجمالا احتياجاتشان متفاوت است . همين كه احتياجات متفاوت شد امور مورد نيازمندى كه رافع آن نيازمنديهاست نيز متفاوت مىگردد ؛ و بالاخص در ملّتهاى مختلف و نژادهاى مختلف انسان و حيوان اين امر كاملا مشخّص است ؛ مثلًا خير مردم مناطق استوايى با خير مردم مناطق نزديك به قطب فرق مىكند ؛ خير مردم مناطق استوايى اين است كه رنگ پوستشان سياه و موهايشان مجعّد بوده باشد بر خلاف مردم مناطق نزديك به قطب . اين مطلب از توضيحات و سؤال و جواب‌هاى آينده روشن‌تر خواهد شد . 3 . مناط و ملاك اختلاف خيرات و شرور در مورد قوا يا افراد مختلف قبل از پرداختن به اين مطلب لازم است مطلب ديگرى را تذكّر دهيم و آن اينكه خير و كمال مصداقا يك چيزند ؛ يعنى چنين نيست كه يك چيزى خير باشد و كمال نباشد و يا كمال باشد و خير نباشد ؛ هر چه خير است كمال است و هر چيزى كه كمال است خير است ؛ و اگر احيانا ديده مىشود كه در برخى موارد اين گمان پيش مىآيد كه فلان چيز خير است ولى كمال نيست ، بعد از دقّت معلوم مىشود كه از جهتى ، هم خير است و هم كمال و از جهت ديگر نه خير است و نه كمال ، و آدمى از يك نظر به او مىگويد « خير » كه واقعا هم خير است و هم كمال ، و از نظر ديگر نفى كمال مىكند كه از آن نظر واقعا نه خير است و نه كمال . به هر حال « خير » و « كمال » مصداقا مساوى يكديگر هستند كما اينكه « كمال » و « وجود » نيز مساوى يكديگرند . وجود هر چيزى در مقابل عدم آن چيز كمال اوست و همچنين ادامهء وجود و استكمالات وجود ، همه خير و